دکتر ارنست

دکتر ارنست

09-10-2022

10:40

من آدم مسلط و باسوادی نیستم فقط چون دیدم کسی به این پژوهش توجهی نکرده اینا رو به عنوان چیزایی که از کلاس یکی از بزرگ‌ترین جامعه‌شناس‌های ایرانی یاد گرفته‌ام می‌نویسم. به این امید که دیگران اصل متن رو بخونن و نظر بدن چون بعید می‌دونم خود صاحب اثر حاضر باشه اظهار نظری بکنه

واقعا بهترین دوواحدی‌ای که تو لیسانس پاس کردم جامعه‌شناسی توسعه با دکتر چلبی بود که واقعا به آدم دیدگاه می‌داد. چلبی نظام‌های اقتصادی-سیاسی کشورهای دنیا رو به پنج دسته تقسیم می‌کرد: ۱.سرمایه‌داری ۲.کمونیستی ۳.سوسیال‌دموکراسی ۴.چین ۵.سرمایه‌داریِ دولتی

توضیحاتی که راجع به هرکدام می‌داد رو تا جایی که یادمه توضیح می‌دم، شاید اولش حوصله‌سربر به نظر برسه ولی برای فهم ویژگی‌های مورد آخر که منظور اصلیه به درد می‌خوره.

۱.سرمایه‌داری رایج‌ترینه، که از آمریکا و بریتانیا شامل می‌شه تا حتی کشورهایی مثل پاکستان. تفاوت‌های زیادی دارن که باعث می‌شه کارآمدیشون بسیار متفاوت باشه ولی نقطه اشتراکشون در اینه که اغلب نیازهای جامعه رو بنگاه‌ها تامین می‌کنن و بخش مشخص و محدودی از نیازها رو دولت.

این نظام‌ها اگر ثبات داشته باشن به تدریج می‌تونن با توجه به بقیه عوامل حدی از رشد و توسعه رو تجربه کنن. ۲.تو نظام‌های کمونیستی ما چیزی به اسم بنگاه نداریم و تمام نیازها رو دولت تامین می‌کنه. هرجایی که توش کار کنی یا ازش کالا و خدماتی بگیری یکی از ادارات دولتیه.

تو این سیستم چون برنامه‌ریزی برای همه نیازها متمرکز انجام می‌شه نمی‌تونه به صورت کارآمد تغییرات رو لحاظ کنه و در اغلب تجربه‌ها دچار فروپاشی می‌شه. مواردی هم که مثل کره و کوبا هنوز به این اسم باقی موندن اول با حمایت خارجی سر پا موندن و بعد هم به تدریج به بازار اجازه فعالیت دادن و

فقط به صورت یک حکومت توتالیتر و سرکوبگر، بازار رو کنترل می‌کنن و به حیاتشون ادامه می‌دن. ۳.سوسیال‌دموکراسی تجربه تنها چند کشور انگشت‌شمار اروپاییه که براساس یک‌سری شانس تاریخی امکان رخ دادن پیدا کرده. جمعیت کم با قومیت یکسان، ثروت بسیار زیاد و موقعیت جغرافیایی کشورهای اسکاندیناوی

این امکان رو ایجاد کرده که که به جز دولت و بنگاه، بتونن سازمان‌های اجتماعی رو به عنوان بازیگر جدید وارد کنن و تامین بخش عمده‌ای از نیازهاشون رو بهش بسپرن. این عامل باعث افزایش عدالت در مقایسه با کشورهای سرمایه‌داری شده. به خاطر تصویر جذابی که کم بودن فاصله طبقاتی و ثروت زیاد داره

خیلی از کشورها هم وسوسه شده‌ن که به سمت شکل دادن سوسیال‌دموکراسی برن ولی به خاطر نداشتن یک یا چندتا از اون شانس‌های تاریخی تجربه موفقیت آمیزی نداشتن و این تجربه فقط به همون چند کشور محدود شده.

۴.چین بعد از مائو یک تجربه منحصر به فرده که با مورد پنجم اشتراک زیادی داره ولی ویژگی‌های خاص چین باعث نتیجه متفاوتش شده. چین جمعیت بسیارزیادی داره و در عین حال به لحاظ قومیتی یک‌دستی عجیبی هم داره. از اون طرف با وجود توسعه‌نیافتگی بروکراسی قوی، قدیمی و کارآمدی هم داره که باعث شده

با وجود نواقص سیستم تا حد خوبی مانع بروز فساد بشه یا اقلا به تاخیر بندازدش. از طرف دیگه به خاطر این که درصد بزرگی از اقتصاد جهان رو تشکیل می‌ده قدرت‌های جهانی هم خواستار حفظ ثباتش هستن و مانع از بروز مشکل تو چین می‌شن در نتیجه سرنوشت چین از باقی کشورهای مشابه متفاوت شده.

با همه این توصیفات چین بشکه باروته و هیچ وقت نباید ازخطر جهانی ترکیدن چین غافل شد. ۵. و بالاخره سرمایه‌داری دولتی. تو نظام‌های سرمایه‌داری بنگاه‌ها براساس منطق بازار نیازهای جامعه رو رفع می‌کردن و تو نظام‌های کمونیستی دولت با برنامه‌ریزی متمرکز ولی اینجا با ترکیب عجیبی مواجهیم که

اغلب نیازهای جامعه رو بنگاه‌ها با منطق بازار تامین می‌کنن ولی مالک اغلب بنگاه‌ها دولته. تو اولی شانس توسعه وجود داشت و دومی محتوم به شکست و فروپاشی نظام اقتصادی-سیاسی بود ولی تو مورد سرمایه‌داریِ دولتی به خاطر فساد شدید و سیستماتیک و نوسان‌های زیاد نتیجه خیلی عجیب و حتی شدیدتر از

جوامع کمونیستی، یعنی فروپاشی اجتماعیه. چلبی تاکید می‌کرد منظور فروپاشی سیاسی مثل انقلاب ۵۷ که یک ساختار سیاسی حذف و جایگزین می‌شه و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی سرجاشون می‌مونن یا فروپاشی اقتصادی مثل ورشکستگی‌هایی که تو کشورهای مختلف مثل آرژانتین یا یونان تجربه شده نیست.

اینجا نهادهای اجتماعی از بین می‌رن بدون این که روند تدریجی تضعیف و جایگزینی با نهاد جدید رو داشته باشن. مثلا نهادی مثل خانواده یا دین رو تصور کنید که قراره بخشی از نیازهای جامعه رو تامین کنن. فکر کنم با کمی مرور شرایط موجود بتونید روند تضعیف و فروپاشیِ بدون جایگزین رو تصور کنید.

کجا قضیه ترسناک‌تر می‌شه؟ این که می‌گفت این نظام‌ها به خاطر این که منطق بازار رو می‌فهمن برخلاف نظام‌های کمونیستی از انعطاف بالایی هم برخوردارن و تو مواقع خطرناک انقدر معامله می‌کنه که به هر قیمتی باقی بمونه و در نتیجه نهایتا چیزی که باقی می‌مونه زمین سوخته ست.

چلبی می‌گفت مفهوم سرمایه‌داریِ دولتی رو اساسا خودش تعریف کرده و پایان‌نامه دکتریش در این مورد بوده. ذیل این تعریف ۱۲ کشور شناسایی کرده و با این که موقع نوشتن پایان‌نامه‌اش(۱۹۸۸) اغلب این کشورها نه تنها در حال رشداقتصادی بودن بلکه شاخص‌های توسعه انسانیشون هم در حال افزایش بود.

افزایش شاخص‌های توسعه انسانی معیاریه که اغلب نشون می‌ده یک رشد اقتصادی با ثبات خواهد بود یا نه. با این حال چلبی می‌گفت اون موقع باوجود روند بهبود شاخص‌های توسعه انسانی این کشورها پیش‌بینیم برای همه این ۱۲ کشور شناسایی شده فروپاشی اجتماعی بود.

لیست ترسناک این دوازده کشور که از خود پایان اسکرین‌شات گرفتم رو می‌تونید ببینید: اگر اشتباه نکنم سال۹۱و۹۲ بود که این حرف‌ها رو سر کلاس ازش می‌شنیدم و می‌گفت تا جایی که یادمه آخرین کشورهایی که از این

پیش‌بینی باقی موندن سوریه و لیبی و یمن بودن که همین الان دارید می‌بینید چه اتفاقی براشون درحال رخ دادنه. خودم اواخر بهار امسال فایل پایان‌نامه‌ش رو پیدا کردم و این لیست رو نگاه کردم تنها کشوری که هیچ ایده‌ای راجع بهش نداشتم سریلانکا بود و به ماه نکشید که سریلانکا اومد صدر اخبار.

تاجایی که من می‌دونم همه این کشورها (به جز عراق به لطف نفت و توقف روند سرمایه‌داری دولتی توسط حمله خارجی) الان failed state هستن و تبدیل شده‌ن به سیاه‌چاله‌هایی تو نقشه جهان که کسی هیچ تصوری برای تغییر و بهبود توشون نداره. من ازش راجع به جای ایران تو این طبقه‌بندی پرسیدم.گفت

ایران قبل از انقلاب که مشخصا سرمایه‌داری بوده حالا با نواقص و محاسن خودش ولی راجع به بعد از انقلاب گفت موقع نوشتن پایان‌نامه نظام جدید هنوز درحال شکل‌گیری بود و مختصاتش هنوز مشخص نشده بود.باز دقیق‌تر پرسیدم راجع به وضع فعلی که دیگه به نظر خیلی شبیه توصیفاتش از سرمایه‌داری دولتیه.

گفت الان دیگه شاخص‌ها رو بررسی نکرده‌ام و نمی‌دونم که با توجه به همین اندک شناختی که ازش دارم هم ممکنه ملاحظه‌هاش برای دقیق حرف زدن باشه و هم این ویژگیش که اصلا توان و حوصله بحث‌های خارج از کار علمیش رو نداره. ولی این رو یادمه که راجع به روسیه بعد از شوروی گفت که داره به سمت

سرمایه‌داریِ دولتی شدن حرکت می‌کنه و شخصا ازش نتیجه می‌گیرم که حدس دومم درسته و ترجیح می‌داده درگیر بحث دیگه‌ای نشه. چیزی که شخصا از این حرف‌ها نتیجه می‌گیرم اینه که برای این که ایرانی باقی بمونه نه تنها نهادهای ایدیولوژیک و امنیتی‌ای که بلای جون ما هستن و اغلب موقع فحش دادن به

ج.ا مدنظرمونه، باید حواسمون به این بُعد از ج.ا باشه. دیگه امروز خوب می‌دونیم که به وضوح ما با یک سری کارتل مواجهیم. انتخابات ۱۴۰۰ دیگه رقابت هیچ جناح و جریان سیاسی یا اجتماعی‌ای نبود، رقابت عریان کارتل خاتم و کارتل برکت بود که خب برکت برنده شد و دولت رو دست گرفت.

اغلب کسایی که امیدی به اصلاح این نظام دارن به انتظار مرگ خامنه‌ای نشسته‌ن و امیدوارن بعدش قسمت‌های ایدیولوژیک و امنیتی نظام نرم‌تر بشن و بشه ازشون امتیاز گرفت. ولی تا جایی که من می‌فهمم این سیستم به صورت تدریجی و مستمر تو آشوب‌های دوره‌ای معامله خواهد کرد و امتیاز خواهد دادولی نه

به سمت اصلاح و بهبود، صرفا در جهت بقای نظام و خب یعنی تضمین تبدیل شدن ایران به سیاه‌چاله‌ی دیگه‌ای مثل سوریه و لیبی و یمن. در نهایت لینک پایان نامه رو اینجا می‌ذارم به امید این که دیگرانی که مسلط‌ترن بخونن و نظر بدن. چون هیچ امیدی ندارم که خود دکتر چلبی نظر عمومی(یا حتی خصوصی)

دراین زمینه بدن از دکتر فاضلی @Mfazeli114 و استاد عزیزم دکتر شکرچی @ahmad_shekarchi که هر دو دانشجوی سابق و همکار فعلی دکتر چلبی هستن، در نتیجه احتمالا بهتر از دیگران می‌تونن در این زمینه حرف بزنن و از قضا هر دو هم امید به اصلاح همین نظام دارن خواهش می‌کنم برامون توضیح بدن که

با توجه به این پایان‌نامه آیا با حمله خارجی و براندازی ما تبدیل به عراق و سوریه می‌شیم یا با امیدوار بودن به اصلاح سیستمی که حاضره با معامله کردن تمام سرمایه‌های اجتماعی و طبیعی و... ایران فقط باقی بمونه. اینم لینک پایان‌نامه:



Follow us on Twitter

to be informed of the latest developments and updates!


You can easily use to @tivitikothread bot for create more readable thread!
Donate 💲

You can keep this app free of charge by supporting 😊

for server charges...